Designer : Mohammad Bagheri Web Theme : Www.Theam.TK Theme Name : Dkhtare Asemooni Theme System : BlogFa -->
|
عاشقانه های ما
|
||||||
|
گلنارم تو عشق منی
+
تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 21:45 نويسنده گلنار محمد
|
من که بیمار توام جانم کجاست مردم از درد تو درمانم کجاست با تو من یک عمر پیمان بسته ام بی وفا آن عهد و پیمانم کجاست پشت پا بر قلب مجروحم زدی اشنا یک لحظه آرامم کجاست من که هر لحظه دلم دنبال توست من نمیدانم کنون جانم کجاست روزوشب چشمان من تاراست وبس اختران آن ماه تابانم کجاست چهره بگشا ماه رو بر بخت من تیره بختم جان و جانانم کجاست بر نصیبی خون دل درمان نشد دیده خون شد زلف افشانم کجاست
+
تاريخ سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 2:30 نويسنده گلنار محمد
|
اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي
+
تاريخ یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:43 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:35 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:37 نويسنده گلنار محمد
|
به یادت داغ بر دل می نشانم
+
تاريخ شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:22 نويسنده گلنار محمد
|
من ز پی ات کجا روم ؟ ای تو تمام زندگی من ز پی ات کجا شوَم ؟ تابه کِی این دوندگی؟
رو به رَهت چه پُر خطر، سپرده ام خیال خود وای زِ تو کجا دَوَم ؟ تا به کِی این روندگی
رفته چو مجنون، دل من ،غرق سراب بودنت خواب و خیالت ای صنم ، گرفته تن به بندگی
شور و شرار این دلم ، راح و قرار قلب من جان من از تو رامِ رام ، وای از آن رَمندگی !
این دل بی پناه من ، این تن نیمه جان من ! گم شده در خیال تو ؛ غرق سراب زندگی
+
تاريخ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 1:41 نويسنده گلنار محمد
|
+
تاريخ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:30 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:7 نويسنده گلنار محمد
|
به لبت ... به گیسوانت ... بکمان ابروانت ... بفسون دیدگانت ... بقشنگی لبانت ... به سپیدی دهانت ... بدل سخت چو سنگت ... بدو چشم سبز رنگت ... بنوای تا رو چنگت ... بجمال آب و رنگت ... بدو گفته قشنگت ... که تو را زجان پرستم ؟! به قطار کاروانها ... به امیر ساربانها ... به خروش آسمانها ... بصدای نیستانها ... بنشاط باغبانها ... بصفای گلستانها ... که تو را زجان پرستم ؟! بخدای کس ندیده ... بقشنگی دو دیده ... به غمی کز تو رسیده ... بشب نور و سپیده ... بعناب خوش بریده ... که تو را زجان پرستم ؟! بکمال روح انسان ... بحیات جسم و حیوان ... بتمام اهل کیهان ... بصدای رعد و طوفان ...به نسیم عهد و پیمان ... که تو را زجان پرستم ؟! بخدای جسم و روحم ... بخدای آسمانها ... بتمام کهکشانها ... بستارگان روشن ... به نگاه پر شکوهت ... بقدوم خاک پایت ... به کبودی افقها ... که تو را زجان پرستم ؟! به سپیدی سپیده ... به گل و گیاه و صحرا ... بسکوت بحر احمر ... بغریو شهر بابل ... به بهار فصل هستی ... بلبان سرخ و مرطوب ... بخروش موج دریا ... بشکوه کوه الوند ... به چمن ... به دشت و جلگه ... که تو را زجان پرستم ؟! بتمام عشق هستی ... بتمام آرزوها ... بتمام خاک دنیا ... بخدا اگر بخندم ... بخدا اگر بنالم ... تویی آخرین نگاهم ... تویی آخرین بهارم .... که تویی بهار عمرم .... که تویی بهار عمرم .....
+
تاريخ سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:2 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:10 نويسنده گلنار محمد
|
گلنارم تو فقط مالی منی من هم فقط مال تو هستم عزیزم هیچکس نمیتونه مارو از هم جدا کنه هیچکس و هیچ چیز گلنارم وقتی زیباترین جمله دنیا رو بهم میگیم وقتی بهم میگیم: دوست دارم تموم هستی به تماشای این عشق میشینن من به کائنات میگم ساکت! گلنارم می خواد این جمله رو بر لبانش جاری کنه میخواد به محمدش بگه دوست دارم دنیا سکوت میکنه تا صدای مارو بهم برسونه گلنارم دوست دارم یادته بهم میگفتیم زیباترین از این جمله وجودنداره که بهم بگیم؟ واقعا هم همینطوره نمیدونم چطور احساسمو بیان کنم کلمات یاری نمیکنن به قول خودت بازم میرسم به این جمله دوست دارم چون زیباتر از این جمله جود نداره گلنارم عاشقانه دوست دارم
+
تاريخ شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:9 نويسنده گلنار محمد
|
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟
+
تاريخ شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 0:6 نويسنده گلنار محمد
|
چهره ام هرگز پريشا ني نداشت کاش برگ هاي آخر تقويم عشق حرفي ازيک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت .....کاش الان آغوش گرمت سرپناه خستگیم بود
+
تاريخ جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 23:6 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 23:4 نويسنده گلنار محمد
|
+
تاريخ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 0:57 نويسنده گلنار محمد
|
همه ابرهای آسمان در چشمهای من میبارند
دلتنگم دلتنگم دلتنگ نگاهت! و هنوز نمیدانم تو چرا اینهمه دوست داشتنی ترین هستی؟!!!!
+
تاريخ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 0:51 نويسنده گلنار محمد
|
بر روی دشتهای پر از گل می دوم
و عشقت را جستجو می کنم. عشقی که در دلم چون نگینی درخشان جا گرفته و هر شب پا به مه خیال می گذارم و به کهکشان سفر می کنم. در آسمان به پرواز در می آیم و نام تو را بر روی ستارگان حک می کنم، نام تو آنهارا درخشان تر می کند و نورانی تر. در بیداری هر روز به روی یاس سفید و رز قرمز می نویسم و عهد می بندم : نامت ، یادت همیشه در قلب منست هرگز فراموشت نخواهم کرد.
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 23:14 نويسنده گلنار محمد
|
حاصل عشق تو این دیده خونبار من است گفته بودی که دلت عاشق و بیمار من است گفته بودی که شب وروز تویی در نظرم به گوفتاری تو قلب گرفتار من است گفته بودی که تویی گوهر یک دانه من تویی شایسته و آن کس که سزاوار من است گفتمش از دل دیوانیه خود باز بگو ای که دیوانه تو این دل غمخوار من است گفتم او را که وفا،با من معشوق پرست گفت او تا به ابد یاروفادارمن است
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 23:9 نويسنده گلنار محمد
|
من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام
دیوونه چشمای روشن وفریبای توام وقتی توی چشام نگاه میکنی ودروغ میگی حس میکنم من عاشق همین دروغای توام لیلی تو قصه توئی مجنون دیوونه منم شیرین رویا ها توئی فرهاد بی خونه منم اونی که میمونه توئی راهی ویرونه منم اونی که می خنده توئی اون که دلش خونه منم نزار بدون تودلم از همه چی خسته بشه نزار بدون توچشای باز من بسته بشه نزار صدای قلبی که داره واسه تو میزنه بارفتن تو کم بشه آروم وآهسته بشه تو میتونی با موندنت یخ دلم رو آب کنی میتونی اشکو توچشام واسه همیشه خواب کنی تومیتونی بزاری من دوباره زندگی کنم یااینکه با نبودنت زندگیمو خراب کنی من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام دیوونه چشمای روشن وفریبای توام
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 22:45 نويسنده گلنار محمد
|
من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام
دیوونه چشمای روشن وفریبای توام وقتی توی چشام نگاه میکنی ودروغ میگی حس میکنم من عاشق همین دروغای توام لیلی تو قصه توئی مجنون دیوونه منم شیرین رویا ها توئی فرهاد بی خونه منم اونی که میمونه توئی راهی ویرونه منم اونی که می خنده توئی اون که دلش خونه منم نزار بدون تودلم از همه چی خسته بشه نزار بدون توچشای باز من بسته بشه نزار صدای قلبی که داره واسه تو میزنه بارفتن تو کم بشه آروم وآهسته بشه تو میتونی با موندنت یخ دلم رو آب کنی میتونی اشکو توچشام واسه همیشه خواب کنی تومیتونی بزاری من دوباره زندگی کنم یااینکه با نبودنت زندگیمو خراب کنی من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام دیوونه چشمای روشن وفریبای توام
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 22:44 نويسنده گلنار محمد
|
من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام
دیوونه چشمای روشن وفریبای توام وقتی توی چشام نگاه میکنی ودروغ میگی حس میکنم من عاشق همین دروغای توام لیلی تو قصه توئی مجنون دیوونه منم شیرین رویا ها توئی فرهاد بی خونه منم اونی که میمونه توئی راهی ویرونه منم اونی که می خنده توئی اون که دلش خونه منم نزار بدون تودلم از همه چی خسته بشه نزار بدون توچشای باز من بسته بشه نزار صدای قلبی که داره واسه تو میزنه بارفتن تو کم بشه آروم وآهسته بشه تو میتونی با موندنت یخ دلم رو آب کنی میتونی اشکو توچشام واسه همیشه خواب کنی تومیتونی بزاری من دوباره زندگی کنم یااینکه با نبودنت زندگیمو خراب کنی من عاشق نگاه مهربون وزیبای توام دیوونه چشمای روشن وفریبای توام
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 22:44 نويسنده گلنار محمد
|
به دیدارم چه روزی خواهی آمد که من زیبا ترین جامه بپوشم بچینم آنقدر گلهای زیبا که اندیشی که من یک گل فروشم ازآن ترسم تورا تامن ببینم زشادی من ببازم عقل وهوشم به وقت ترک من دانستی ای یار که بعد ازتو دگر خانه به دوشم
+
تاريخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 22:43 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 3:43 نويسنده گلنار محمد
|
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 3:40 نويسنده گلنار محمد
|
به تو اي غنچه ي ناز به تو اي محرم راز به تو اي رهزن جان وتن من به تو مي انديشم به تو اي عشق من اي اميدم به تو اي ماه من اي خورشيدم به تو اي چشم وچراغ قلبم به تو اي مونس رنج ودردم به تو مي انديشم به تو وخاطره ات به تو اي برده مرا از خاطر به تو اي خواب وخيالم از تو به تو اي از دل زارم غافل به تو مي انديشم...
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 3:9 نويسنده گلنار محمد
|
هرگز کسی نخواهد توانست یادترا وخاطره ترا از دل من بدزدد
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 3:3 نويسنده گلنار محمد
|
زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زیبا ترین اعترافم عشق توبود
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 2:53 نويسنده گلنار محمد
|
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني ... دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني ... دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني ... دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني ... دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 2:49 نويسنده گلنار محمد
|
![]()
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 2:36 نويسنده گلنار محمد
|
|
ابتدا نيت كنيد سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد .::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
|
|||||